#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_355
دو دل بودم چون نجمه هم به درخواست همراهیش نه نمی گفت با دست پس می زد با پا پیش می کشید یه روز تو صورتش می خندید یه روز
تو صورتش داد می زد و در یکی ازبدترین روز زندگیم در حالی که داشتم برای خودم رویا بافی می کردم نجمه با حال خراب و سست اومد خونه
دهنش بوی بدی میداد می دونستم باز با همکاراش دورهمی داشتن باز هزار کثافت کاری دیگه که کمترینش مست و سست اومدن به خونه بود
به کرات با مامان و بابا سر همین دورهمی ها بحث و جدل راه انداخته بود و همیشه با تهدیدش به فرار از خونه دهن اونا رو
می بست و مجبورشون می کرد گیر بازار رو کمتر کنن . با هزار خِفت بدون سر و صدا جلب توجه کشوندمش تو اتاق عرق سرد نشسته بود
رو تنش با زور و صلوات تونستم سر و سامونی به لباساش بدم هرچی من سعی داشتم آروم پیش برم اون بی پروا می خندید
- نجـــــــلا بایـــــــــد برات جــــــــک بگم می مــــــیری از خنــــــده
کش دار حرف میزد باید بعضی از کلماتش رو حدس می زدم
- آبجی جون آروم خواهش میکنم مامان بیدار میشه باز دردسر درست می کنه اونوقت فیلم داریما !
romangram.com | @romangram_com