#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_333


دیگه برق شیطنت ازش پریده ، جا افتاده اون زمان دوری روی صورت براقش ، رد گذشت این هشت سال بیداد میکنه تو اون صورت زیبا

و چه بد سلیقه بود برادرم

- دلارام تویی عزیزم ؟

هنوز هم مث گذشته آروم و متین ، شمرده و تزریق وار لب می زنه . چرا داداشم یکه می خوره از شنیدن صداش ؟ من از چی هول کردم ؟

- نجلا .... تو .... چقدر عوض شدی وَوَو خوش آمدی.... من .... چیزه ...

- بگو کارت اینجا چیه ؟

آن سد محکمی که پشت نجلا ایستاده ظاهره بهرامه و خود اصلیش داره از چشمای گریزونش سرک می کشه . چه نفس عمیق و پر سوزی

می کشه نجلای شکست خورده . اون دختر ظریف یه نیم چرخ میخوره رخ به رخ داداش میشه و اولین استقبالشون از هم بعد از اون همه سال دوری

و عذاب میشه قطره اشکی که نجلا می ریزه و من از پهلو دیدم هم اشکش رو هم اون دستای عصبی بهم گره خورده پشتش رو


romangram.com | @romangram_com