#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_334
داداش با اخم و جدیت جلو اومده ولی لرزش دستاش زیادی آشکاره و منه بیرون از این ماجرا واضح می بینم واضح درک می کنم
حاضرم رو تمام زندگیم قمار کنم و بگم اون نجلا رو می بینه اما نجمه رو حس می کنه دو خواهری که با هم دستی هم این مرد رو زمین زدن
- این چه بازی مسخره ایه که چند ماهِ راه انداختی ؟ دیگه چی از جونم می خواید ؟ مگه هشت سال پیش که گورتون رو گم کردید
همه چی رو با خودتون نبردید ؟دیگه چه مرگتونه ؟
داداش چشه ؟این لحنه دور از ادبش ، این داد حنجره سوز، مگه داره چند نفرو پیش روش با این نگاه آمیخته به خواهش می بینه ؟
چرا داره جمع می بنده ؟ چرا فعل هاش مفرد نیس ؟
- بزار حرف بزنم . اومدم که حرف بزنم ، اگه بزاری اگه مثل هشت سال پیش بیرونم نکنی
چه آروم گفت و لب بست . داداش خیلی سریع و گذرا نگاهش به پشت این تندیس زیبایی می افته منو می بینه نگران دلواپس مضطرب
با یه لیوان آب ولرم شده تو دستم
- داداش تو رو خدا .... قلبت ... حالت بد ... نشه باز
romangram.com | @romangram_com