#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_124
- بس کنید .
آرشام که تونست صاف بی ایسته تونستم زخم روی پیشونیش رو ببینم . نمیدونم چرا از زخم کنار دهن شهرام دلم نگرفت ولی در عوض اشک تو چشمم جمع شد برای آرشام اخرین داداشم کسی که بعد از بهرام با وجود همه کل کل هامون براش جون میدم .
- خجالت بکشید بچه شدید ؟ میخواید همسایه ها رو اینجا جمع کنید ؟ آقا شهرام ما اینجا آبرو داریم
داداش مهربونم بود که مث داور کشتی دست هر دو رو گرفته بودو کنارش نگه داشته بود .
- شهرام تو خجالت بکش . این جوونه خامه تو که بزرگتری مراعات کن نگاه مامان کن ...
نگام میره سمت مامان که رنگ پریده با چشم گریون زل زده بهشون
- خدا از سر این زالو نگذره که از وقتی افتاد تو خانواده ما داره خونه همه رو می مکه
- بهرام ببین این نخاله تنش می خاره ها
- نخاله تویی که عرضه نداری چرا بهت بر میخوره عرضــــــــه نــــــــــداری قبول کن
با اشاره داداش بهرام به مامان بعد رسیدن به اون می رم سمت آرشام . سخت میزاره پنبه الکلی رو بکشم روی زخم پیشونی اش
romangram.com | @romangram_com