#شما_در_دو_صدم_ثانیه_عاشق_میشوید_پارت_122

همین یه جمله اشتباه شده کافی بود که بشه یه سوء تفاهم بزرگ اونم برای صدیقه خانم ، هرچند قصد خیری هم از زنگ زدنش نداشت و تنها هدفش گله و گذاری از برادر بخت برگشته من بود

. صدیقه هم نه گذاشت و نه برداشت شروع کرد گفت و گفت تا اشک مامانم در اومد و من مات و شوک فقط تونستم نگاه کنم و تازه آخر تلفنش بفهمم طرف صدیقه بوده نه مزاحم همیشگی

- اره من احمقم نشستم با پسر شما زندگی میکنم ، اون بی وجود که زیر سرش بلند شده اون نامرد که معلوم نیست شبا تا دیر وقت کجا آس و پاس وله . خدا ازت نگذره مینو خانم میدونم کار خودته پرش میکنی میندازیش به جون منه بدبخت ، فکر کردی نمیدونم حرفای خودت رو تکرار میکنه . آره اصلا من نازا عقیم اجاق کور به تو چه ربطی داره مگه اون لندهورت رو زن ندادی دیگه به تو چه چیکار میکنه ......

گفت گفت تا حرفای بدتر توهین های بیشتر . توهم هاش دوره اش کرده بودن ، اون سوزن هایی که قرار بود هورمون هاش رو تغییر بده مغزش رو معیوب کرده بود دهنش گشادش رو باز تر کرده بود . وقتی تلفن روی جاش نشست من بلندش کردم من زنگ بابا ، بابا جواب نداد زدم به آرشام که ساعت نشده خودش رو رسوند خونه درست وقتی شهرام برای عذر خواهی رسید دم در ورودی

شروع شد اون دعوایی که میگن تو همه خونه ها هست . آرشام به شدت رو مامان حساس بود و هیچ جوره براش قابل قبول و هضم نبود که کسی بخواد بهش توهین کنه بلخص صدیقه که اصلا دل خوشی ازش نداشت . وقتی هر دوشون عصبی وارد شدن مامان تازه فهمید چه کردم چشم غره اش رو خریدم اما پشیمون نشدم این وسط یکی باید حق این زن رو کف دستش می زاشت

آرشام - ای خاک بر سر تو که عرضه کنترل یه زن هم نداری باید اونجا بودم که میزدم دم و دهن ضعیفه رو خونی می کردم

- مامان - ارشام مامان قربونت برم ول کن حالا اون یه چیزی گفت

- نمیخوام مادر من ، ول نمیکنم ، زن نا حسابی هر چی از دهنش در اومده بار منو هفت جد و ابادم کرده لال بشم بشینم ؟ اگه شهرام عرضه نداره من که دارم

شهرام - آرشام حد خودت رو نگه دار اون زن هر چی باشه زنه منه

- زنت تو سرت بخوره نکب...

romangram.com | @romangram_com