#دالیت_پارت_64

اميرعلي که تازه دوران رزيدنتيشو چهارسال قبل شروع کرده بود!يعني الأن يه پا دکتره متخصصه؟!
بهيار اومد و دستمو آزاد کرد..گفتم:
-شما دکتر رسالتي رو ميشناسين؟
بهيار-بله،رزيدنت سال بالايي؟وردست دکتر شمس؟4-پس هنوز تخصص نگرفته؟
بهيار-نه ولي دست راست دکتر شمسِ،تمام مريضاي دکتر شمس رو ويزيت ميکنه
-سال بالايي يعني سال آخري؟
بهيار-فکر کنم سال چهارم پنجمه هنوز دوسال ديگه دار مغز و اعصابِ ها!
-امروز بيمارستانه؟
بهيار-نميدونم،ولي فردا روز شيفتشه،ديدم مياد بالا سرت،فک و فاميلشي؟
-از دوستاي خونوادگي ايم
بهيار-پس هموونه اونقدر بهت مي رسيد،روزي دو سه بار مياد بالا سرت شنيدم مواد مصرف کردي تشنج کردي،حيفت نيومد خوشگليتو جوونيتو هدر بدي؟!
لبخندي شرمگين زدم و گفتم:
-چرا
بهيار-چندسالته؟
-ارديبهشت ميرم توي بيست سال
بهيار-نچ نچ نچ...تو توي اوج جووني اي دختر نکن دخترم،عزيزم زندگي سلامو به اين ترجيح ميدي؟
با غم گفتم:
-از سر غصه ست
بهيار-با مصرف مواد غصه هات بيشتر ميشن عزيزم،تو لياقتت بيشتر از اين حرفاست،خانمِ دکترشدنِ،يکي مثل دکتر رسالتي
پوزخندي زدم و گفتم:
-حال و روز من هم بر اساس ارتباط با يه دکتر شروع شد!
صداي در اومد منو بهيار به طرف در ناه کرديم اميرعلي بود لباس فرم تنش نبود حالا ديگه اصلا شبيه دکترا نيست،کي ميتونه حتي فکر کنه اين پسره دکتر باشه!آدم فکر ميکنه کسي که پزشک ميشه حتما بايد کت و شلوار بپوشه و سنگين و ثقيل حرف بزنه يا موهاشو حتما بايد کوتاه کنه و به طرف بالا بده ولي کسي فکر نميکنه اين پسره که همش سي،سي و يک سال داره يه رزيدنت مغز و اعصاب باشه،اونم وقتي با اون شلوار جين و يه سوئيشرت مشکي ساده ميگرده!...
بهيار-سلام دکتررسالتي،ذکر خيرتون بود

romangram.com | @romangram_com