#دالیت_پارت_156
با همون حال گفتم:
-منو رها کردی و رفتی چیکار می کردم؟!با مصیبت هام چیکار می کردم؟!هرمان و بهزاد و مامان روزی صدبار منو تو گور می کردند و در می آوردند،نمی تونستم بگم علیرضا بود اون بود که منو به این خاک سیاه نشوند..نمی تونستم...
علیرضا-تو نشوندی نه من،تو رفتی اون ویلای لعنتی رو گرفتی تو وادارم کردی صیغه ات کنم،حالمو خراب کردی اونقدر تو گوشم خوندی زنتم حلالتم علی،علی رو بدبخت کردی رفت،از یه روزی خواهرم می دیدمت فرداش شدی عشقم و دیگه به هیچ چیز تبدیل نشدی،هر جای این دنیا رو دیدم جز تو کسی رو ندیدم...با سمانه ازدواج کردم ولی نتونستن حتی یک روز..حتی یک روز لعنتی باهاش زندگی کنم،جدائی ما نقل یه هفته پیش و یه سال پیش نیست،حرف لحظه ی اول زندگیمونه چون تو رو تو قلبم داشتم نتونستم زندگی کنم...
با حرص گفتم:
-تو بخاطر یه احساس نتونستی زندگی کنی ولی من چی علیرضا؟!امیرعلی رو خدا،خدائی کرد بهم داد برام مُردی علی همون وقتی که منو کشتی همون روز توی پمپ بنزین..من زن امیرعلی ام،زنش می مونم،مادر بچه اش،عشقش،زندگیش حتی اگه بخواد پاسوزش و مرده کشته اش،خاک زیر پاش،کنیزش می مونم می دونی چرا؟چون مرد منِ..عشق یعنی امیرعلی می گفت نگار تو تموم ننگ های دنیا رو داری ولی نمی تونم ازت دل بگذرم..هرمان و بهزاد باهاش در خونه دعوا راه انداختن آبروشو بردن،مادرم تهمت زد،مادرت عاقش کرد...بازم گفت نگار..اون هستی پست فطرت منو خار کرد ذلیل ترم کرد،آبرومو بیشتر از اون چیزی که پیش امیر رفته بود برد،امیر زیر مشت و لگد لهم کرد ولی بازم گفت نگار..امیرعلی کجا،تو کجا!؟رفتی دنیا رو روی سرم خراب کردی حالا اومدی دم از عاشقی می زنی؟!کدوم عشق علیرضا؟!امیرعلی میگه اگر عشق مشتی باشه باید به عرش برسونتت اگر نه به فرش می رسونتت منو با خاک یکسان کردی ولی امیرعلی منو این کرد نگام کن!
علیرضا-زن صیغه ای؟!
-زن صیغه ای امیرعلی بودن شرف داره به زن نامرد بی عرضه ای مثل تو بودن که وقتی لبریزی از احساس دم از مجنون بودن می زنی..می کشی..از دنیا میخوری...وقتی به آرزوت می رسی میشی یخ میشی مرده،وجود خارجی نداری دیگه اصلا...اومدی فهمیدی زن امیرعلی ام چرا بر نمی گردی؟!منتظری امیرعلی بفهمه و ولم کنه و صیغه فسخ؟! «دست روی شکمم گذاشتم و گفتم» دیگه تا تو دنیائیم به هم وصلیم می دونی چرا روز زایمانمو می شماره؟نه به خاطر به دنیا اومدن بچه اول،اول بخاطر اینکه فردای روز زایمانم وقت تو محضر داریم،چون می خواد روزی که پدر میشه و روزی که به عشقش می رسه توی یه روز باشه..با دنیا عوضش نمی کنم،با بهشت عوضش نمی کنم «زدم رو سمت چپ سینه ام و گفتم» می ایسته علی،اگر یه لحظه نبینمش می ایسته تو رو دو سال ندیدم ولی قلبم عین ساعت کار می کنه...
علیرضا همراه با پوزخندی روی لباش گفت:
علیرضادو سال قبل هم این حرفا رو به من می زدی
-دو سال قبل امیرعلی رو نداشتم
علیرضا-فردا هم یکی دیگه رو داری!
با حرص گفتم:
-من هرزه نیستم،علیرضا زن برادرتم،زن پاره ی تنتم
علیرضا-برگشتم ایران که بیام سراغت...
پریدم وسط حرفش و گفتم:
-تو اگر می خواستی برگردی همون روزی که رفتی بر می گشتی،مگه نمیگی با سمانه یه روزم زندگی نکردی؟!قسم حضرت عباسو قبول کنم یا دم خروسو؟!
علیرضا-فکر می کردم از سرم می افتی
با حرص گفتم:
-دو سال؟!دو سال هر روز از خواب بیدار می شدی می گفتی امروز از سرم می افته؟!
علیرضا وا رفته گفت:
علیرضا-نگار عوض شدی؟!
-عاقل شدم،علیرضا اگر می خوای امیرعلی رو داشته باشی اون سه روز لعنتی توی سینه ات می مونه،امیرعلی بخاطر بچه اش هم که شده با نفرت هم که شده با ن زیر یه سقف می مونه ولی نمی دونم تو رو دیگه جونش می دونه یا نه! «به آرومی گفتم» برگرد علیرضا بذار هر دومون زندگی کنیم من نگار مجرد بیست ساله نیستم من زن برادرتم مادر برادرزاده ای که کمتر سه هفته ی دیگه به دنیا میاد،من عاشق امیرعلی ام،حتی یه لحظه تو رو نمی تونم ببینم برو بذار همه چیز به روال عادیش برگرده،برو سراغ کسی که قلبشو بهت بده و اینبار قدرشو بدون،اگر میخوای ببخشمت اگر میخوای آهم دوباره دامنتو نگیره برگرد،بذار زندگیمونو بکنیم،امیرعلی گذشته امو فراموش کرده همونطور که من فراموش کردم داریم به زندگیمون سامون میدیم با اینکه مادرت هنوز منو عروس خودش نمی دونه،با اینکه پشت سرم کلی شایعه است و کلی حرف پشت سرم می زنند..مادرم همیشه با امیرعلی در حال جر و بحثِ،برادرام به ظاهر با امیرعلی می خندند و خوشند ولی پشت سرش می زنندش و می کوبنش...من با همه ی این اوصاف با امیرعلی دارم طعم خوشبختی رو می چشم،به من نگاه کن!اگر دوستم داری باید بری چون من مادر شدم..نگاه کن پسر امیرعلیِ تو عموشی نمی تونی به حقش به حق پدرش خیانت کنی،علیرضا اگر..اگر کاری کنی امیرعلی ازم جدا بشه من گناه کبیره می کنم،خلاص!چون نمی تونم دیگه جون ندارم...
علیرضا چشم به شکمم دوخته بود و حرفی نمی زد که صدای امیرعلی اومد:
romangram.com | @romangram_com