#چشمانی_به_رنگ_عسل_پارت_462
- شایان، دکتر دیروز گفت تو چشمام یه حس جدید می بینه
شیطنت چشمهایش به صدایش ریخت
- چه حسی؟ حس شیطانی؟! نکنه مثل این خون آشامها شدی؟!
بی توجه به شوخی هایش زمزمه کردم.
- می گفت حس زندگی ایه، یه حس فریبنده مثل عشق! ولی شایان برای من چیزی عوض نشده .همه چیز مثل همیشه اس، همه چیز یکنواخته .عشقی در من شکل نگرفته که حالا از چشمام هویدا باشه!
- از کجا می دونی؟ شاید عشقی هست و تو خبر نداری! شاید خبر داری و ازش فرار می کنی چون می ترسی!
با ناباوری نگاهش کردم
romangram.com | @romangram_com