#چشمانی_به_رنگ_عسل_پارت_194

- خب ،آره ، مگه بده که به تو فکر کنم؟!

- نه ولی ............به چی من فکر میکردی؟!

چشمهایم را کمی تنگ کردم و با نگاهی عمیق گفتم :

- شایان چرا چند وقته اینقدر ساکت و مرموز شدی؟! انگار یه موضوعی ذهنت رو حسابی مشغول کرده ، درست نمی گم؟

- ای شیطون! تو باز کارآگاه بازیت گل کرد؟

- نه، ولی یه حدسهایی زدم

- و اون حدسها؟!


romangram.com | @romangram_com