#چشمانی_به_رنگ_عسل_پارت_195

- من مطمئنم یه دختر فکر تو رو مشغول کرده؛ یه دختر خوشگل و خانم که من هم می شناسمش !

قهقهه ای زد و سرش را به زیر انداخت .خنده ای کاملا عصبی با چهره ای که از هیجانی نامشخص گل انداخته بود! با تعجب به او خیره شدم.

- درست گفتم ، نه؟!

در حالیکه سعی میکردم به من نگاه نکن، سرش را بعلامت مثبت تکان داد. کم مانده بود از ناباوری با سر به داخل آب سقوط کنم! او را بسمت خودم کشیدم .

- و اون دختر ، الهامه! مگه نه؟

باز هم سرش را تکان داد و خنده ای محجوبانه صورتش را پرکرد. اصلا در باورم نمی گنجید

- یعنی تو از الهام پناهی خوشت اومده؟ تو........تو دوستش داری؟!


romangram.com | @romangram_com