#چشمانت_آرزوست_پارت_190
صبح که بیدارشدم رفتم حموم بعد دوش یه شلوار جین با لباس یقه اسکی بافت با سی شرت پوشیدم وقتی سوار تاکسی شدم خواستم چند لحظه صبر کنه به بردیا زنگ زدم
+الو سلام بردیا خوبی ؟
-مرسی تو چطوری پیداش کردی یانه؟
+نه آدرس درستومیخواستم به راننده بدم
-آها گوشیو بده من بهش بگم+مطمئنی
وقتی تاییدشو شنیدم گوشی گرفتم سمت راننده با تعجب نگاهم کرد
+بردیا یه چی بگو
نمیدونم بردیا چی گفت که مرده گوشیو گرفتو مشغول شد گوشیو داد به خودم
-تانیا آدرسو بهش دادم هتلی که سامیار میمونه یه رستوران نزدیکش داره که اکثرا سامیار میره اونجا اگه ادرس اونجارو دادم اگه اونجا نبود برو هتل
بعدتشکرخدافظی کردم و سرجام منتظر نشستم
وارد رستوران که شدم گوشیمو در اوردمو وارد اپلیکیشن شدمو رفتم سمت متصدی
+سلام خسته نباشید میخواستم سریه میز بشینم میشه راهنماییم کنید آشنایی ندارم
-اوه البته یک لحظه صبر کنید
romangram.com | @romangram_com