#چشمانت_آرزوست_پارت_181

_الو الو تانیا حرف نمیزنی؟عیب نداره فقط گوش کن فردا قراره عروس شی

الهی من بمیرم صدات نلرزه

_تانیا نمیتونم مجبورت کنم ازدواج نکنی،اما عاشقتم باتمام وجودم عاشقتم،خواهش میکنم باهاش ازدواج نکن شده میرم زندان تا دل بابات راضی شه اما تو ازدواج نکن منتظرم بمون

من تا آخر عمرمم منتظرت میمونم ولی اگه ازدواج نکنم همیشه شاهد شکستنت میشم تو عشق مغرور منی پس شکستنت باید برام سخت باشه مگه نه؟

+سامیار

_جانم،بخدا جون میدم اگه مال یکی دیگه شی نابود میشم قبلا انقدر سنگ نبودی

+لطفا منو ببخش خدافظ عشقم

عشقم اخرو آروم زمزمه کردم اگه نمیگفتم عقده میشد تو دلم

صبح وقتی بیدارشدم چشمام سرخه سرخ بود دیشب نباید گریه میکردم باید خودمو نگه میداشتم وقتی مامان اومدوبرای رفتن حاضرم کرد یه بهونه مسخره برای چشمام اوردم خودم با آژانس رفتم آرایشگاه چون به آرش گفته بودم نیاد وقتی وارد آرایشگاه شدم

یکم بهتر شدم،آرایشگر نشوندم رو صندلی و آرایشگر:موهات که کوتاه عزیز دل مدل خاصی مد نظر داری

چرا همه چی میخواد منو یاد سامیار بندازه

+نه،فکری نکردم-آرایشت چی

+اونم نه


romangram.com | @romangram_com