#چشمانت_آرزوست_پارت_177

یهویی با احساس گاز گرفته شدن لاله گوشم هین کشیدم که صدای مامان اومد:چی شد؟

+هیچی مامانی نزدیک بود نوشابه چپ شه روم

با دست سامیارو هل دادم عقب

-باشه باشه سریع بیا خونه،ساعت ده خونه ای

+چشم مامان سریع میام

-خب مراقب خودت باش خدافظ

بعدخدافظی یه چشم غره توپ به سامیار خندون رفتم

+اصلانشم خنده نداره من بعد غذا میرم

_یعنی فقط برای غذات وایمیستی

+خب تنهاغذاکه نیست فیلمم هست

یه شکلات پرت کرد سمتمو گفت:بدجنس

یه لبخند زدمو مشغول غذام شدم سرد شه که مزه نمیده

بعد چند دقیقه دوباره سامیار حرف زد


romangram.com | @romangram_com