#چشمانت_آرزوست_پارت_176

قاشقای غذارو میچپوندم تو دهنم که صدای زنگ گوشیم اومدهمچین به سرفه کردن افتادم که گفتم چشمام الان ازکاسه درمیاد سامیار لیوان ابو داددستم

_آخه من به فدات یکم یواش ترنمیدزدنش که

گوشیمو قبل خاموش شدم برداشتم

+واای سامیار صدای فیلموقطع کن مامانمه

حالا بهش چی بگم

_باشه یکم آروم باش،بهش بگو مامان گلم من پیش عشقمم

با چشمای گرد یه مسخره نصارش کردم نامرد پرو

گوشیو جواب دادم

+الو سلام مامان جونم جانم ؟؟؟؟

-کوفته جانم دختره پرو کجایی آخه نمیگی من با یه دیقه دلم هزار راه میره

+مامانی شرمندت میخواستم زنگ بزنم سرگرم شدم یادم رفت

دلم میخواست سامیاری که هی درگوشم تز میومد فحش بدم حیف که دست و پام بسته بود این سواستفاده گرم هی به من نزدیک میشد-کجایی؟

+با بچه ها شام بیرونم یه دفعه ای دیدمشون نگهم داشتن الانم دارم شام میخورم


romangram.com | @romangram_com