#چشمانت_آرزوست_پارت_164
+مرسییی تو چوتوری
-هیچی بی حالم
+بارمان چیشد
-بهش گفتم جدا شیم چیزی نگفت گاهی فکر میکنم الانم عاشقم نیست داره تحملم میکنه
که دیگه تموم شد
+بیخیال بهش فکر نکن
دل داری دادنممم تو حلقم!!!!
-راستی تانی..از حال سامیار خبر داری
+تو از کجا میدونی بارمان که گفتی ..
-آره آره ترمه بهم گفت مثل اینکه تغزیه درستی نداشته الکل هم زیاد مصرف کرده معدش عفونت کرده تازه امروز یکم بهتر شده که نمدونیم سر چی اعصابش بهم میریزه دوباره به معدش فشار میاد دچار خون ریزی معده میشه
چشمامو از درد روی هم فشار دادم من باعث شدم لعنتی+الان چطوره
-نگرانشی
+الان داری یه دستی میزنی-شاید
romangram.com | @romangram_com