#چشمانت_آرزوست_پارت_163

آرش:تانیا جام نظرت راجع به این کارت چیه

متنش قشنگه خوبه

کارتو ازش گرفتمو فقط دودقیقه بهش زل زدم انگار دارم میخونم

+آره همین خوبه،بگیریمش

رو کرد به مرده و گفت:پدر جان ما از همین کارت میخوایم شما شمارتونو بدین غروب تعدادشو بهتون خبر میدم

فروشنده:باشه پسرم مبارک باشه ایشالا به سلامتی ولی انگاری دل خانومت رضا نیست

+نه این چه حرفیه من کاملا راضیم

این چندمین باریه که امروز عوضی بودنم بهم ثابت میشه سوار ماشین که شدیم ازش خواستم برسونم خونه جلوی در که پیاده شدم میخواست بیاد به مامان اینا سلام بده منم از اونجایی که میدونستم بیاد مامان حتما نگهش میداره گفتم نیستنو دست به سرش کردم حالا بدشانسی کلیدم نداشتم باید زنگ میزدم اینک گیر داده بود برو داخل من میرم آخرم با گفتن مغازه یه چیز لازم دارم دست به سرش کردم وارد خونه که شدم با یه سلام سر سری رفتم اتاقمو سریع به ساغر زنگ زدم

اوففف جواب بده دیگه دختر

اه معلوم نیست باز کجاست دختره اه بدو ساغر بدو دیگه

یه بار دیگه زنگ زدم که جواب داد

+الو سلام ساغری

-سلام علیکم خوبی؟


romangram.com | @romangram_com