#چشمانت_آرزوست_پارت_145

پسرا رفتن آتیش درست کنن ماهم نشسته بودیم چشمم رفت سمت سامیار کرمم گرفت تا برگشتم سمت ترمه بهم کارت داد

ترمه:کارت عروسیمونه دوسه روز دیگس

کارتو گرفتمو نگاه کردم ترمه تاجیک بردیا پیمانی راد

+مگه فامیلی بردیا هم پیمانی راده

ساغر:آره دیگه پسرعمون

یه آها گفتمو کارتو گذاشتم تو کیفم دوتا از بالشتکاروگذاشتم زیرسرمواین سری بساط تخممودراوردم

ترمه:تو اون کیفت دیگه چیا جا دادی

+خیلی چیزا دارم کیفم سرزمین عجایبیه برا خودش(صدامو یکم اوردم پایین)کدومتون سیگار میکشین

ساغر:من هستم اما یه جا که اینا نبینن

ترمه:آره آره راست میگه

+پوفف مثلا ببینن شمام چفدترسویین

ساغر برام دهن کجی کرد

خواستم یکی بکوبم تو سرش که کوبیدم بارمان داشت جوجه هارو سیخ میکشید که شروع به اظهار فضل نمود


romangram.com | @romangram_com