#چشمان_نفرین_شده_پارت_358


- نه به خدا جدی میگم.

- منظورت چیه؟ مثلاً کی؟

- خب، مثلاً یکیشون می‌تونه احسان صفاجو باشه.

جا خوردم.

- هیچ‌وقت فکر نمی‌کردم این حرف رو ازت بشنوم.

سپیده با تعجب گفت:

- چرا؟

نمی‌دانستم چگونه باید منظورم را به او برسانم.

با مِن مِن گفتم:

- خب... من فکر می‌کردم... تو و اون... چه‌جوری بگم... به همدیگه علاقه دارین!

نفس راحتی کشیدم.

romangram.com | @romangram_com