#چشمان_نفرین_شده_پارت_327


- من چم شده؟

- هیچی، فشارت افتاده بوده از حال رفتی.

یک لحظه شک کردم نکند فشارم افتاده بوده و از حال رفته‌ام و همه‌ی آن اتفاقات را درخواب دیده‌ام. برایم عجیب بود که بابا چیزی نمی‌پرسد.

تا مدتی من و بابا همین‌طور به هم نگاه کردیم و چیزی نگفتیم.

بعد یک دفعه دلم خواست بپرسم:

- بابا! برای چی اسم من رو کالیاسا گذاشتید؟

لبخند نادر ناپدید شد.

- خب اسمه دیگه.

معلوم بود نمی‌خواهد جواب دهد.

- می‌دونم اسمه. می‌دونم هم معنیش چیه. فقط می‌خوام بدونم چرا روی من گذاشتید؟ اصلاً اسمم رو شما انتخاب کردی یا مامان؟

- چرا یهو هــ ـوس کردی بفهمی؟

romangram.com | @romangram_com