#چشمان_نفرین_شده_پارت_274


- یادت نره چه قولی به من دادی!

با اطمینان سرم را برایش تکان دادم.

- یادم نمیره.

مدتی بی‌هدف همان‌جا نشستم تا بالاخره صدای زنگ تلفن مرا به خودم آورد.

- الو... کالی، کجا گذاشتی رفتی؟

- میشه خواهش کنم برام یه بلیط بگیری بنفشه؟

- چی؟!

- می‌خوام برم خونه!

***

«فصل 10»

«ریشه‌ها»

romangram.com | @romangram_com