#چشمان_نفرین_شده_پارت_247


- تولدت مبارک !

***

«فصل 9»

«مکاشفه در پایتخت»

برای هزارمین بار به عکس دخترک چشم آبی نگاه کردم. نگاهی هم به پشت عکس انداختم، انگار قرار بود نوشته‌های پشت عکس تغییر کنند؛ ولی نکرده بودند، همان دو عبارت کوتاه:

«مرسده رها؛ بهشت رویاها»

این دختر که بود؟! بهشت رویاها کجا بود؟!

بالاخره بنفشه به همراه دختر جوانی به من نزدیک شد.

چند روزی بود بنفشه که ترم تابستانی‌اش را می‌گذراند، با عکسی که به او داده بودم در دانشگاهش دربه‌در دنبال دختر مورد نظرم می‌گشت.

امیدوار بودم آن دختر هم ترم تابستانی برداشته باشد. نمی‌دانم چرا فکر می‌کردم این دختر هم‌دانشگاهی مهرداد بوده، در صورتی که هر جای دیگری می‌توانستند هم‌دیگر را دیده باشند!

امروز بالاخره بنفشه تلفن کرد و گفت دختری از ترم بالایی‌های هم رشته‌اش را پیدا کرده که مرسده را می‌شناسد.

romangram.com | @romangram_com