#چشمان_نفرین_شده_پارت_235


متوجه نگاهم شد و با لبخند گفت:

- چه‌طور بود؟ در چه حالی رفیق؟

لبخند زدم و گفتم: عالی!

بعد یک‌دفعه دلم خواست چیزهای بیشتری از سپیده بدانم.

- سپیده؟

- جانم؟

- چی شد که پدر و مادرت فوت شدن؟

از سوالم تعجب کرد؛ ولی به روی خودش نیاورد.

- تو یه تصادف، وقتی من خیلی کوچیک بودم.

- از اون موقع با کی زندگی می‌کنی؟

- با بچه‌های دیگه‌ای مثل خودم.

romangram.com | @romangram_com