#چشمان_نفرین_شده_پارت_221
سعی کردم بیتفاوت به نظربرسم.
- نمیدونم، همینجوری گفتم.
- میدونم تو هیچی رو بیخودی نمیگی؛ ولی باشه قبول کردم.
راه افتادیم به سمت در خروجی.
سعی کردم دوباره سر حرف را باز کنم.
- حالا من چیکار کنم؟
- من یه نفر رو میشناسم شاید بتونه کمکمون کنه.
- کی؟!
- حالا صبرکن اگه تونست بهت میگم.
- تو روخدا این قضیه رو به کسی نگی. به هر کی هم خواستی نشون بدی نگو از کی گرفتی.
- باشه خودم حواسم هست.
romangram.com | @romangram_com