#چشمان_آتش_کشیده_پارت_317
ـ اون بهم فرمان داد يوهانو تبديل کنم . نميدونم کتاب چطور دست يوهان بوده ولي براي گرفتن جلد دوم کتاب بهم دستور داده بيام سراغش .. من نميتونم ازش نافرماني کنم من ميخوام اونو نابود کنم .. براي اينکار به تو و يوهان نياز دارم . اگه .. تو بري، ميکشتت و اونوقت ..
ساکت شد و نگام کرد .
ـ ولي پس يوهان و دانکن چي مي شن ؟
- اون يوهان و دانکنو گرفته تا تو مجبور بشي جلد اولو بدي ..
ـ اما من نميدونم جلد اول کجاست ..
- بايد دست پيتر باشه .
ـ اگه جلد اولو بهش بديم، يوهان و دانکنو آزاد ميکنه ؟
سرشو با ومکث تکون داد.
- آره .. ولي اگه کتابا دست اون باشه تو اين شهر ديگه آدم زندهاي پيدا نمي شه .
romangram.com | @romangram_com