#چشمان_آتش_کشیده_پارت_308
ـ چرا ؟
- طبيعيه وقتي يوهان و دانکن غيبشون بزنه مسلماً اون کتاب هم غيب مي شه .
ـ پس تو احتمال ميدادي کتاب نباشه، مگه نه ؟
- همين چند ساعت پيش ديدي چه اتفاقي افتاد، هوم؟ پس نبايد نبود اين کتاب برات عجيب باشه ...
تقريبا منطقي به نظر مياومد ولي يه چيزي نميذاشت قبول کنم. يه حسِ هشدار دهنده و اخطار گونه ... يه حسي که از اون قبليا قوي تر بود و به طور تعجب آوري ميگفت : نبود کتاب به رايان ربط داره!
ـ تو هنوز بهم نگفتي چرا دنبال کتابي ؟
- معلومه چرا ...
منتظر موندم که گفت:
ـ براي اين که بدمش به يوهان .
ـ فقط همين؟ اما تو ديشب از ارزشي که صفحات سفيد داره حرف زدي ..
romangram.com | @romangram_com