#چشمان_آتش_کشیده_پارت_300


سرش‌و پايين انداخت و جلوتر رفت. با قدماي بلند خودم‌و بهش رسوندم و ادامه دادم :

ـ چرا اينکار و نکردي؟

- فکر نمي کني الان بايد ازم فاصله بگيري؟

مصرانه گفتم :

ـ اين جواب من نيست

آهي کشيد و گفت :

ـ يه خون آشام به خاطر بوي خوني که انسان مي ده، بهش نزديک مي‌شه. بوها متفاوت و اغوا کننده‌اس .. بعضي از خون آشاما مي‌تونن خودشون‌و کنترل کنن و اون لحظه خون ننوشن ولي بعضيام بالعکس با مکيدن آخرين قطره‌ي خون اون فرد مي‌کشنش ..

ـ خوب ؟

دستي که زخم شده بودو گرفت و کشيد که باعث شد مماس باهاش بايستم . چشماي سرخ و نارنجيش‌و بهم دوخت و گفت :

ـ بوي تو خيلي اغواکننده‌اس و باعث مي‌شه از خود بي خودشم .


romangram.com | @romangram_com