#چشمان_آتش_کشیده_پارت_259
_ و اگه نخواد؟ تو فقط ميخواي از پيتر انتقام بگيري.
- من هم ميخوام انتقام بگيرم هم اينکه جون آدماي ديگه رو نجات بدم. فکر ميکني اون کتاب چرا پيش توعـه؟
_ نميدونم.
- چون ميدونه اگه من و يوهان هم پيمان بشيم، اون هيچ شانسي نداره. کتاب چيزيه که يوهان ميخواد و اگه من بهش بدم اون حاضره کمکم کنه.
_ ولي چطور کتابو گرفته؟ اصلا تو چرا نوشتيش؟
- اون کتاب و نوشتههاش فقط دربارهي خاطرهي يوهان نيست. صفحاته سفيدش ارزش بيشتري از صفحات نوشته شدهاش داره.
دستام رو با گيجي دور زانوهام حلقه کردم. منظورش چيه!؟
آشفته پرسيدم :
_من نميفهمم. چطور يک صفحهي سفيد ارزشش بيشتر از صفحهايه که نوشته داره، اصلا چرا من بايد خون آشام بشم؟ چرا يکي ديگه رو انتخاب نميکني؟
- چون تو به پيتر نزديکي؛ در مورد کتاب هم بعدا بهت توضيح مي دم.
romangram.com | @romangram_com