#چشمان_آتش_کشیده_پارت_245

_ چي شد!؟ چرا يهو اين شکلي شدي!؟

- از اول قرار بوده اين اتفاق بيفته

_ چي ؟ منظورت‌و نمي‌فهمم.

- اون کتاب من‌و انتخاب کرده بود!

_ درست حرف بزن يوهان، داري من‌و گيج مي‌کني!

- تو گفتي اسم کتابي که دستته چشمان آتش کشيده‌اس مگه نه؟

سرم‌‌ رو به نشونه آره تکون دادم که بي رمق ادامه داد :

_نوشته‌هاي اون کتاب زندگي قبل از خون آشام شدنمه.

منظورش از اين حرفا چيه؟ سردرگم نگاش کردم و گفتم :

_خوب که چي؟

- من از اول قرار بوده به خون آشام تبديل بشم.

romangram.com | @romangram_com