#چشمان_آتش_کشیده_پارت_219

_ خوب، تو خون مي‌خوري مگه نه؟

کمي به سمتم مايل شد. چشماش براق شده بود.

- درسته.

_ به نظرم سرما هيچ اثري روت نداره.

- درسته.

_ يادمه تو کافه هم وقتي قهوه روت ريخت، هيچيت نشد.

- آره، بدن من زود تر از افراد عادي درمان مي‌شه و بهبود پيدا مي‌کنه.

کامل به طرفم چرخيد. فاصله‌اش شايد به اندازه‌ي يه طول بازو بود.

_بهم بگو.

سرش ر‌و جلو آورد و گفت :

_من يه خون آشامم آنيدا.

romangram.com | @romangram_com