#چشمان_آتش_کشیده_پارت_190
- با اين حالت کجا مي ري؟
با طعنه گفتم :
_ خودتون فرمودين برگرد خونه.
دستي به موهاش کشيد و گفت : _صبر کن منم ميام.
_ لازم نکرده. دانکن هنوز هست، بايد پيشش بموني و مشخص کني کي کارش تمومه.
جملهي آخرم رو با تأکيد گفتم، که چشماش رو ريز کرد.
- اون بچه نيست که مراقبش باشم و درضمن کارش هم مشخصه.
_ منم بچه نيستم که دنبالم مياي.
بهم نگاه کرد و گفت :
_ وقتي اين طوري رفتار ميکني يعني بچهاي.
romangram.com | @romangram_com