#چشم_سیاه_دوست_داشتنی_پارت_492
این همه مشکلاتی که جلوی رام قد علم کردن چیکار کنم ؟ نیما از خانه بیرون آمد و با عجله خودش را بهم رساند . سینه ام سوخت و آه عمیقی از ریه ام خارج شد . نیما روبه روم روی زمین نشست و با نگاهی نگران و سراسیمه گفت :
ــ چی شده نورا ؟ چرا اینجا نشستی ؟ تو رو خدا بهم بگو دکتر چی گفت ؟ دارم از نگرانی می میرم! باید بهش می گفتم، نباید ؟ این حق نیما بود و من هم قادر نبودم این بار را به تنهایی به دوش بکشم. با صدایی که انگار از ته چاه می آمد گفتم :
ــ وضع مامان گلی خیلی خرابه نیما ! باید حتما عمل بشه . با عمل هم کامل خوب نمی شه؛ فقط چند وقتی زمان می خریم براش تا یه ریه ى پیوندی براش پیدا بشه . ریه ى مامان گلی دیگه عمرش رو کرده! چشمان نیما لحظه به لحظه آشفته تر می شد . دستم را میان دستای یخ کرده اش گرفت و گفت :
ــ چرا نا امیدی انقدر؟ خب عملش می کنیم ! براش ریه پیدا می کنیم ! هر کاری که بتونیم می کنیم تا مامان گلی برامون بمونه ! نورا به خودت بیا، تو اگه وا بدی دیگه کی برای من می مونه؟ نگام توی نگاه بی قرارش نشست و پوزخندی به لب زدم :
ــ با کدوم پول نیما ؟! تمام پولی که داشتم واسه اینا رفت ! دیگه یه قرون هم ته جیبم نیست .
مامان گلی هم دیگه نباید کار کنه . چطوری ؟ از کجا ؟ فقط بهم بگو از کجا باید جورش کنم ؟ حتی نتونستم نسخه ى امروزش رو بپیچم !
لحنم آنقدر سوزناک و بغض آلود بود که داداش نیمام طاقت نیاورد و خودش را جلو کشید و با یک حرکت بغلم کرد . در آن گرمای شدید اول تابستان، لرز به تنم نشست . خودم را بیشتر تو آغوشش جا کردم . بغلش بوی بابا جانم را می داد . با آرامش پشتم را نوازش کرد و با صدایی که محبت بهش شیار زده بود ، زیر گوشم گفت :
ــ خدا بزرگه آبجی جونم ، نا امید نباش از درگاهش ؛ خودش کمکمون می کنه . پشت به پشت
هم می دیم و از این مرحله می گذریم . می دونم که خدا دلش نمی یاد ما دو تا یتیم تر از این بشیم . بیا به جای غصه خوردی فکرامون رو بریزیم روی هم و یه تصمیم درست بگیریم . آبجی نورای من خیلی قوی تر از این حرفاست . این مشکلات نمی تونه اونو بشکنه . من درست فکر نمی کنم ؟
صدای مهربانش ، آغوش امنش و حرفای امیدوارکننده اش دست به دست هم داد تا دلم را کمی، فقط کمی آرام کند . سرم را تکان دادم و همان طور که بهش تکیه داده بودم گفتم :
ــ درست فکر می کنی ! با هم درستش می کنیم ! تو کنارمی، مامان گلی هست . خدا هم حتما
romangram.com | @romangram_com