#چشم_سیاه_دوست_داشتنی_پارت_395

ــ سلام به روی ماهت عزیزم . خوبیم ، تو چطوری؟ چه خبر ؟ شام خوردی ؟ کجا می خوابین ؟

خندیدم و جواب دادم :

ــ یکی یکی بپرس فداتشم ، خوبم شامم خوردم، جامم عالیه ؛ بیام برات تعریف می کنم .

نیما چطوره؟

ــ خداروشکر که راحتی مادر. همین جاست می خواد باهات حرف بزنه؛ گوشی رو می دم بهش .

از من خداحافظ .

ــ مراقب خودت باش ، داروهات یادت نره بخوریا!

ــ باشه مادر، . تو هم مراقب خودت باش پس از لحظاتی صدای نیما در گوشی پیچید :

ــ سلام خانم دکترم !

صدا از بلند گوی گوشی پخش می شد. خنده ى شمس را احساس می کردم :

ــ سلام داداش صورت جوشی خودم ! خوبی ؟ صدای غضبناک اش باعث خنده ام شد :


romangram.com | @romangram_com