#چشم_سیاه_دوست_داشتنی_پارت_381
ــ چشم، شما هم همینطور؛ فعلا کاری ندارین؟
ــ نه مادر در پناه خدا .
خداحافظی گفتم و ارتباط را قطع کردم . ارغوان بلافاصله گفت:
ــ گوشی نو مبارک خانم، کی قرار بود ایشالا به اطلاع ما برسونی ؟
و فاطمه افزود :
ــ عجب آب زیر کاهیه این دختره !
به اعتراض گفتم :
ــ یه لحظه زبون به دهن بگیرین ! دیشب کادو گرفتم ؛ اصلا هم یادم نبود همچین چیزی باهامه .
خودتون که دیدین! ارغوان عقب نشینی کرد :
ــ راست می گی ، حالا اون شماره ى وامونده ات رو رد کن بیاد، که جونم بالا اومد تا تو
گوشی دار شدی !
romangram.com | @romangram_com