#چشم_سیاه_دوست_داشتنی_پارت_380
ــ از کیف تو صدا می یاد! یکهو یادم به گوشی تلفن افتاد و با عجله از کیفم خارجش کردم ؛ در مقابل چشم های حیرت زده ی بچه ها دکمه ى برقراری تماس را فشردم و ثانیه ای بعد صدای دل انگیز مامان گلی بهم انرژی
مضاعف داد :
ــ سلام دختر گلم .
ــ سلام مامان گلی جان ، واقعا که حلال زاده ای ! همین الان ذکر خیرت بود .
ــ خیر باشه مادر ، خوبی؟ کجایی؟ رسیدین ؟
ــخوبم فداتشم ، رسیدیم. داریم همین جور می چرخیم و جاهای دیدنی رو می بینیم.
ــ بهت خوش می گذره ؟
ــ جاتون خیلی خالیه !
ــ تو خوش باشی برامون دنیا دنیاست مادر! به یکباره دلم شدید تنگشان شد. با دلتنگی خاصی گفتم:
ــ نیما کجاست ؟دلم براتون تنگ شده ؛ انگار یه ماهه ندیدمتون!
ــ همین جا نشسته ، خودش برام شماره گرفت. بهت سلام می رسونه مادر. ما هم دلمون تنگ شده. خونه بی تو سوت و کوره ؛ خیلی مراقب خودت باش.
romangram.com | @romangram_com