#چشم_سیاه_دوست_داشتنی_پارت_267

روزها از پی هم سپری شد و به آخرین روزهای اسفند رسید . در این مدت با جدیت در کلاس ها

حاضر می شدم و هفته ای دوبار در آزمایشگاه با استاد شمس روی تحقیق اش کار می کردیم .

شمس در باره تحقیق خیلی جدی تر از کلاس ها برخورد می کرد و این جدیت زیاد جلوی هرگونه سهل انگاری را می گرفت . تمام سعی ام را به کار می بستم تا او را راضی نگه دارم .اعتراف می کنم که برام سخت بود اما می ارزید که با شمس کار کنی ؛ هر دقیقه با او بودن برام یک درس تازه بود و به هیچ قیمتی حاضر نبودم این شانس بزرگ را از دست بدهم. امیرعلی کماکان در فکر شکارم بود و هر روز با حربه ى تازه ای مرا به مبارزه می طلبید. بهادری

همچنان در فکر انتقام بود و به اندازه ى دو نفر ازم کار می کشید. به معنای واقعی کلمه خسته بودم و به یک استراحت طولانی مدت نیاز داشتم .روز آخر دانشکده به چهارشنبه افتاد و کلاس شمس آخرین کلاس سالمان شد. شمس بعد از تدریس برای همه دانشجوها سال خوبی آرزو کرد و بعد از دادن تحقیق به تک تک دانشجویان که حسابی حالشان را گرفت از کلاس بیرون رفت. روز قبل آخرین جلسه تحقیق رابرگزار کرده بود و باقی را به بعد تعطیلات موکول کرد. با بچه ها خداحافظی کردیم و همراه فاطمه و ارغوان به بیرون دانشکده رفتیم . کنار خیابان ایستادیم به حرف زدن. فاطمه با تاکید گفت :

ــ پس بچه ها یادتون نره ها ! ششم فروردین ساعت3 عصر همین جا . وای بحالتون اگه یادتون بره! نورا روی بیشتر صحبتم با توئه ها ! فراموش نکنی ! موهام را که از مقنعه بیرون زده بود مرتب کردم و با کلافگی گفتم :

ــ باشه بابا چند بار می گی آخه ، بخدا من آدم بد قولی نیستم . ارغوان تو یه چیز بهش بگو، مغزمون رو خورد! ارغوان با خنده به بازوش زد و گفت :

ــ بسه دیگه رفیق ،فکر کنم کامل دیگه ملکه ى ذهنش شد !

فاطمه خندید. ارغوان دهان باز کرد تا چیزی به سخن های پر مغزش بیافزاید که با صدای مهیبی از جا پرید. هر سه مان به شدت ترسیدیم اما ارغوان تقریبا از حال رفت و وسط خیابان روی زمین افتاد ؛ میان زمین و آسمان بازوهاش را گرفتم و با دلواپسی گفتم :

ــ ارغوان چی شدی ؟ ارغوان ؟ فاطمه تند تند به صورتش ضربه می زد اما چشم هاش را باز نمی کرد .دستپاچه شده بودیم و

نمی دانستیم چه کنیم . صدای مانی از کنار گوشم برام مثل فرشته ى نجات شد :

ــ چه اتفاقی افتاده ؟ خانم افضلی حالتون خوبه ؟


romangram.com | @romangram_com