#چشم_سیاه_دوست_داشتنی_پارت_247

ــ خب تا به حال که بهش نیازی نداشتم و کمبودش احساس نشده استاد ! چشماش را تنگ کرد و به دقت وراندازم کرد :

ــ هر روز دارم یه چشمه از عجایبت رو کشف می کنم . این یکی دیگه خیلی زیاد بود !

ــ چرا استاد ؟ نداشتن موبایل انقدر جای تعجب داره ؟

ــ بله خانم تو این دوره و زمونه که تکنولوژی حرف اول رو می زنه و جوونا با هاش پیش می رن ،

نداشتن موبایل و اینکه می گین بهش نیاز ندارین از عجایبه ! بند کیفم را به دست گرفتم و نگاه مستقیمم را به چشمان میشی حیرت زده اش دوختم :

ــ من اینطور فکر نمی کنم استاد ! نداشتن موبایل به این معنی نیست که از تکنولوژی عقب افتاده باشم ؛ برعکس همیشه سعی ام این بوده که به روز باشم .

کیفش را به دست دیگرش داد و با دست آزادش لبه ى کت سورمه ایش را گرفت :

ــ بهرحال الان وجودش لازمه خانم ، با این وقت کمی که جفت داریم هماهنگ شدنمون سخت می شه !

ــ من برای ثانیه به ثانیه ام برنامه ریزی دارم استاد ، یه لیست از تایم های خالیم رو بهتون می دم، شما هم لیست تایم هاتون رو بدین با هم مقایسه کنیم و یه روزایی رو انتخاب کنیم .

به نظر با پیشنهادم موافقت کرد :

ــ من روزهای فرد چند ساعت عصربیکاری دارم، شما چی ؟ کمی فکر کردم و گفتم :


romangram.com | @romangram_com