#چشم_سیاه_دوست_داشتنی_پارت_225

ــ هوا کجاش سرده دختر ! من عاشق زمستون و برفاشم .

نگام روی پالتوی جدید کرم رنگش که بسیار گرم به نظر می رسید ، برای لحظاتی کوتاه خیره ماند. پوزخندی به لب زدم و بعد مسیر نگام را به چشمای منتظرش دوختم :

ــ خب واسه چی اومدی ؟ چیکارم داشتی که نتونستی صبر کنی ؟

پشت چشمی برام نازک کرد و به اعتراض گفت :

ــ اگه یه گوشی کوفتی دستت می گرفتی مجبور نبودم واسه پرسیدن یه سوال انقدر پی ات باشم !

کیفم را روی دوشم جابه جا کردم و گفتم :

ــ صد بار بهت گفتم که از گوشی همراه خوشم نمی یاد ، دوست ندارم وقت و بی وقت چک شم .

چشم غره ی دوم را بهم تقدیم کرد و جواب داد :

ــ حالا کی می خواد تو رو چک کنه ؟ واسه این جور مواقع گوشی یه نعمته . دوست عزیزم خبر نداشت که چرا گوشی به دست نمی گیرم ؛ و گرنه حتما با این

لحن طلبکار استنطاقم نمی کرد و در عوض حس دلسوزیش بهم بر انگیخته می شد و من فقط به

خاطر ندیدن ترحم توی نگاش ، بهش دروغ می گفتم . کلافه پوفی کردم :


romangram.com | @romangram_com