#چشم_سیاه_دوست_داشتنی_پارت_220
ــ تو واقعا چطور تونستی از درس من نمره ى کامل بگیری ؟ اینو می دونستی که تا به حال هیچ کس قبل تو نتونست اینکارو بکنه ؟
این را نمی دانستم و به طبع حیرت زده نگاش کردم . چشمام دوباره درشت تر از حد معمولش شد. این بار درکمال ناباوریم خندید و با تکان دادن سرش چشماش را ازم دزدید و گفت :
ــ باز که قیافه ات رو اینجوری کردی دختر !
بی اعتنا بهش گفتم :
ــ الان جدی هستین ؟ با علامت سر بهم پاسخ مثبت داد . خنده روی لباش هنوز پا برجا بود :
ــ تو اولین نفری ! حق بده که در موردت کنجکاو باشم.
با استفهام گفتم :
ــ چطور ممکنه؟ چرا؟
کمی خودش را جلو کشید و خودکار را ازم گرفت و خودش مشغول چرخاندش شد .
با صدایی بم گفت : ــ برای اینکه من همیشه یه سوال خارج از کتاب از دل خودم در می یارم ، تا هیچ دانشجویی نتونه ازم نمره ى کامل بگیره .
حیرتم دو چندان شد و خودم را بی اختیار جلو کشیدم :
romangram.com | @romangram_com