#چشم_سیاه_دوست_داشتنی_پارت_208
ــ برای اونم شرمنده که نمی تونم بگم .حالا اگه نگم باهام دوست نمی شی دوباره ؟
نوچی کرد و ازم رو برگرداند . صدای خنده ی ارغوان بلند شد :
ــ حقته ! منو انقدر راحت خر کردی این یکی به این راحتی ها خام اون مظلوم نماییت نمی شه !
برگشتم و بهش اخم کردم :
ــ شما یه چند لحظه ساکت باشی کسی فکر نمی کنه خدای نکرده لالی !
این بار صدای خنده ی فاطمه به گوشم رسید . بهش نگاه کردم و با امیدواری گفتم :
ــ حله خانم ؟ دوستیم باز ؟
دستش را که هنوز تو دستام بود بیرون کشید و انگشت اشاره اش را به سمتم نشانه رفت :
ــ خیلی رو داری شما ، می دونستی ؟
سرم را کمی کج کردم و با تبسم دلنشینی گفتم :
ــ بله ! صد بار خودت بهم گفتی !
romangram.com | @romangram_com