#چشم_سیاه_دوست_داشتنی_پارت_169
بهش توجهی نکردم و به حالت دو از خانه بیرون زدم . گور پدر معده ی داغانم که داشت با سوز ش عجیبش بار روی دوشم را سنگین تر می کرد . اگر لحظاتی بیشتر آنجا می ماندم ، بی شک طلسم چشمام می شکست و اشک بالاخره بعد سالها با صورتم آشنا می شد .
وارد دانشکده که شدم هنوز تمام وجودم پر از حرص و بغض بود . و قلبم انگار تیر خورده بود که به شدت می سوخت . دیدن امیرعلی در این حال آخرین چیزی بود که می خواستم . با قدم هایی محکم به سمتم می آمد . نگاش مانند یک اشعه به نگام چسبید وحال دلم را بدتر کرد . صداش مرا واداشت بهش مستقیم نگاه کنم :
ــ سلام چشم سیاه ، کجا با این عجله؟ خدای من ! این بشر بود که آفریدی ؟ بعد از آن همه کشمکش روز گذشته و حرف های مانی گمان می کردم دیگر این جناب به فکر صیدم نباشد . با اخم و لحنی پر غضب گفتم :
ــ هنوز که از باخت دیروزت درس نگرفتی ، به پرو پای من نپیچ ! از من آبی برات گرم نمی شه پسر جون ! برو دنبال کسی که بهت پا بده . من وقت اینو ندارم که باهات کل بندازم .
اخم هاش در هم پیچید ولی نگاش با دقت مرا زیر نظر گرفته بود :
ــ خیلی خوش خوشانت شده که شاگرد اول شدی؟ باشه اعتراف می کنم که تو رو دست کم گرفته بودم. اینبار تو بردی، اما محاله که از ترم دیگه کسی جز من شاگرد اول دانشکده بشه .
پوزخند بر لبام جاری شد. این پسر مرفه بی درد چه می دانست تنها چیزی که برام در حال حاضر بی اهمیت بود ،همین عنوان شاگرد اولی بود . خیره نگاش کردم و گفتم :
ــ هر کاری که دوسداری بکن ! برام شاگرد اول شدن هیچ اهمیتی نداره آقای تهرانی ! من انقدر درگیر هستم که به این مسائل پیش و پا افتاده فکر نکنم ! فقط می خوام دست از سر کچل من ورداری ،بذار به درد خودم بمیرم ؛ می تونی اینو بفهمی ؟ حالت صورتش به ناگاه عوض شد و با دقت بیشتری نگام کرد . چشماش سرشار از حس خاصی شد که نامی براش نداشتم . یک قدم بهم نزدیک شد ، با آوای نرمی پرسید :
ــ چی شده چشم سیاه ، از چیزی ناراحتی؟ نگو از حرفای من ، که می دونم من تا بحال این آشوب رو به چشات ننداختم .
قلبم برای لحظه ای از حرکت ایستاد و بعد بی امان شروع به تپش کرد . چطور امیرعلی توانسته بود انقدر راحت به احساسات درونم پی ببرد . مصرانه ادامه داد :
ــ چی به روزت اومده غزال؟ به این اسم که صدام زد ، یک آن به خود آمدم و قدمی به عقب برداشتم تا از مسخ شدگی رها شوم .
romangram.com | @romangram_com