#چشم_سیاه_دوست_داشتنی_پارت_149

ــ هر طور که مایلید خانم ،می تونین تشریف ببرین !

یک با اجازه گفتم و به سرعت هر چه تمام تر، باز از آن خراب شده فرار کردم . به خیابان که رسیدم

بالاخره توانستم نفس حبس شده تو سینه ام را بیرون بفرستم . بهادری داشت عذابم می داد و من چاره ای جز تحمل این عذاب نداشتم . با این که به شدت خسته بودم و سرم مانند یک کوه سنگین بود ، اما پیاده به سمت خانه راه افتادم . فقط می خواستم کمی آرامش بگیرم . چرا زندگیم انقدر پیچیده شده بود . چرا همه چیز روی دور تند می چرخید . جوانی و شور و حالم کجا گریخته بود .

دیرتر از همیشه به خانه رسیدم . به محض ورودم صدای سرفه های مامان گلی به قدم ها ی خسته ام شتاب بخشید . خودم را رساندم به اتاق . مامان گلی به شدت سرفه می کرد و نیما بالای سرش نشسته بود . خودم را بهشان رساندم و با دلواپسی گفتم :

ــ مامان گلی ؟ چی شده باز ؟ نیما داروهاشو بهش دادی ؟

نیما که چشماش به اشک نشسته بود به شدت سر تکان داد و با بغض ته صداش گفت :

ــ دادم بهش. از سر شب باز ریه اش ناراحته و هی سرفه می کنه ؛ الان یه ربعه که دیگه خیلی شدید شده، یه کاری بکن آبجی نورا ، مامان گلی مون داره از دست می ره .

نگام به صورت مامان گلی کشیده شد ؛حق با نیما بود، صورتش کبود شده بود و نفسش به زحمت بالا می آمد . دلم مثل سیر و سرکه جوشید و حس تلخی تمام سلول های تنم را درگیر خودش کرد . بلافاصله از جام برخاستم و به سوی تلفن رفتم . شماره ی اورژانس را گرفتم و بعد از در خواست کمک نشستم کنار مامان گلی . خواباندمش . سرش را به سمت عقب بردم و چند بار توی دهانش فوت کردم . اکسیژن به ریه های داغانش که رسید، نفسش بالا آمد و کمی سرفه هاش آرام گرفت . نیما دیگر بی پروا اشک می ریخت . مامان گلی سفت دستام را گرفته بود و سعی داشت بهم چیزی بگوید . انگشتم را روی لباش گذاشتم و با صدایی که به شدت می لرزید گفتم :

ــ هیچی نگو قربونت برم . بزار سینه ات آروم شه . هیچی ات نمی شه الان اورژانس می رسه ، خُب ؟

نا امیدانه چشماش را بست و از گوشه چشمان چروکیده اش قطره ای اشک روزنی برای عبور پیدا کرد . دلم به درد نشست و بغض از هر طرف به حنجره ام فشار آورد . سرم بالا رفت و نگام توی نگاه اشکی داداش نیما نشست . به زحمت بهش لبخند زدم :

ــ گریه نکن فدات بشم . مامان گلی هیچیش نمی شه . قوی باش و برو سر کوچه منتظر وایستا


romangram.com | @romangram_com