#بوی_نا_پارت_392
-برق؟
-نه!
-پس حتما بابام تلفن رو یه طرفه کرده!
-صاحب خونه!
-صاحب خونه؟!
-اومده بود دم در!اول می گفت چرا اجاره رو نیاوردین بدین!
-الان؟!سه روز تا اول ماه مونده!
-بعدش گفت باید اینجا رو تخلیه کنین!پسرش می خواد ازدواج کنه!می خواد بیاد اینجا!
-ما قرارداد داریم!بیخود کرده!
-خیلی م بد صحبت می کرد!
-غلط کرد!الان خدمتش می رسم!مگه شهر هرته که هر کاري هر کی دلش می خواد بکنه!کو اون اجاره نامه!
می خواي چیکار؟
-تلفنش اون تو نوشته!بذار یه زنگ بهش بزنم و حالیش کنم که دیگه پاشو این طرفا نذاره!
!» تا مهرداد خواست بره طرف کمد که زنگ زدن «
-آهان!انگار خوشه!الان خدمتش می رسم!
!» زود آیفون رو برداشت «
-بعله؟!
-مهدي خان؟شمایین؟
-سلام!بفرمایین بالا!
romangram.com | @romangram_com