#بوی_نا_پارت_388
-آره!
-چی شده؟
-هیچی!نگران نباش!
-طوري شده مهرداد؟
-نه به جون تو!فقط حاج عمو جون هدیه و چشم روشنی و خونه مبارکی،برامون یه لوله کش آورده بوده امروز!
-لوله کش؟
-آره!
-یعنی چی؟
-براي اینکه آب قطع شده؟!آخه بابام از کجا فهمیده؟
-بابات از قبل می دونسته!
» نگین مات به مهرداد نگاه می کرد که مهرداد گفت «
-همون موقع که اینجا نشسته بوده،عوامل و ایادي ش مشغول قطع آب ما بودن!
» نگین بازم مات به مهرداد نگاه کرد که مهرداد ادامه داد و گفت «
-یعنی لوله کش آورده و لوله هاي آب رو دستکاري کرده!
نگین یه چند لحظه دیگه نگاه کرد و بعد برگشت تو اتاق خواب و لباساش رو پوشید و اومد بیرون و با عصبانیت گفت
-ابراهیم آقا گفت؟
-آره!
-مطمئن بود؟
-خودش لوله کش رو خبر کرده بوده!
romangram.com | @romangram_com