#بوی_نا_پارت_385

-با حوله خشک که نمی شه!

-دو تا شیشه اب تو یخچال داریم! یه بطري م تو کابینت گذاشتم!

-دستت درد نکنه عزیزم!به تو می گن زن خانم و خوشگل و ناز و خانه دار و کدبانو و ماه و خورشید و ستاره و گل وبلبل و...

«نگین زد زیر خنده و تمام غمهاش یادش رفت!اصلا هر وقت مهرداد پیشش بود هیچی براش مهم نبود و فقط عشق مهرداد و حرفاي قشنگ و محکمش بود که به نگین اعتماد به نفس و امیدواري می داد!

زود رفت و یه حوله با یه شیشه اب یخ از تو یخچال اورد و مهردادم بلوزش رو در اورد ونگین حوله رو خیس کرد که مهرداد گفت

-بذار بشینم! خب! حالا بگو ببینم چه خبر!

-هیچی دیگه نزدیکاي ظهر بود که...

-اوخ!

-چیه!

-چه یخه!

-از تو یخچال در اوردم!

-خب؟!

-اره نزدیکاي ظهر بود که.

-وووي!

-می خواي اون یکی شیشه رو که گرمه بیارم؟

-نه!نه!همین عالیه!خب بگو!

-نزدیکاي ظهر بود که...

-اوخ!اوخ!اوخ!

ا...مهرداد؟دارم حرف می زنم!


romangram.com | @romangram_com