#بوی_نا_پارت_362


-هیچی ولش کن!

-نه!جون من بگو!

-عرضم به خدمتت که تا با بچه ها جمع می شدیم یه جا و من پیشنهاد قایم موشک بازي می دادم!

-خب!؟

-بعد یکی چشم می ذاشت!

-خب؟!

-بعد دوتایی می رفتیم قایم می شدیم!

-خب؟!

-یعنی می رفتیم یه جاي تاریک . دنج و دور که هیچکس نتونه پیدامون کنه قایم می شدیم!

-خب؟!

-من و تو با هم!تنهایی!

-خب!بعدش؟!

-بعدش تند می اومدیم و سوك سوك می کردیم!

-چه لوس!

-این بو چیه می آد؟

-اي واي غذام سوخت!

!» نگین بلند شد و دوید طرف آشپزخونه «

-یواش!الان پات می گیره یه جا می خوري زمین!

-واي مهرداد!

romangram.com | @romangram_com