#بوی_نا_پارت_305
تا هر وقت خواستی اینجا خونته !اگه اجازه دادي که منم باهات می مونم ! اگه نه که می رم بیرون!
» مهرداد دستی به شونه اش زد و گفت «
دیگه فحش بهم نده!
نه به خدا قسم !مگه من یادم میره برام چیکارا کردي؟!
من کاري نکردم!
دیگه می خواستی چیکار کنی؟!یادت رفته که!....
ولش کن!حالا چی داري بخوریم؟!
هر چی دلت بخواد!
اینجوري مهرداد فعلا یه جا و مکانی پیدا کرد و یه ساعت بعد یه چیزي خورد و کمی حالش بهتر شد زنگ زد به لیلا خانم و گفت کجاست و بعدشم زنگ زد به نگین
الو!نگین خانم!
سلام!
سلام از بنده ست ! حال شما چطوره؟
مرسی!ممنون!
بچم طوره؟!
خوبه خوب!
پیر شه ایشالا ! الا کجاست؟
» نگین زد زیر خنده و گفت «
جاش امن امنه!
یعنی می گم اگه اذیت می کنه من بیام ببرمش پارك بازي کنه تا تو کارات رو بکنی!
romangram.com | @romangram_com