#بوی_نا_پارت_117


بله؟!

» تا سارا خانم این بله رو گفت و حاج حسن تند گفت «

-خانم شما فقط حرفا رو بگو!من خودم می فهمم!

-حاج آقا عباس می گن در ایام هفته هیچ روزي سعد تر و میمون تر از شب جمعه و جمعه نیس!

-بگو حاج آق حسن می کن انشالا خیر توش باشه!

» سارا خانم یه سري تکون داد و گفت «

-ببخشین!حاج آقا می گن انشالا خیر توش باشه!

-بله؟!

» حاج عباس تند گفت «

-خانم شما فقط حرف رو به من بگو!

-حاج آقا حسن می گن انشالا خیر توش باشه!

-بگو حاج عباس می گه ما امشب این در رو زدیم!تا وابشه رومون یا نه!

» تو همین موقع که مهرداد همینجوري باباش رو نگاه می کرد گفت «

-بابا جون از کلمات رمز استفاده می کنین؟

-نه الاغ جون!وقتی بهت می گم دو روز بلند شو بیا بازار براي همینه دیگه!خانم شما بفرمایین!

» لیلا خانم یه خنده اي کرد و گفت «

-ببخشین سارا خانم!حاج آقا می گن ما امشب این در رو زدیم!تا واشه رومون یا نه!

» سارا خانمم خندید و گفت «

-اجازه!

romangram.com | @romangram_com