#بوی_نا_پارت_116
-بگو حاج آقا حسن م دعاگو هستن!
» سارا خانم یه نگاه دیگه بهش کرد که حاج حسن گفت «
-هر چی من می گم بگو!
» سارا خانم ناچار دستش رو از رو گوشی برداشت و گفت «
-ببخشین لیلا خانم!شمام متوجهین که؟!
-بعله سارا خانم!کاملا!
-حاج آقا حسن م دعاگو هستن!
-ببخشین!یه لحظه!
» لیلا خانم آروم گفت «
-می گن حاج حسن م...
» حاج عباس تند گفت «
-حاج آقا حسن!
بعله!می گن حاج آقا حسن م دعا گو هستن!
-خب!بگو حاج آقا عباس می گن در ایام هفته هیچ روزي سعد تر و میمون تر از شب جمعه و جمعه نیس!
» لیلا خانم که مات شده بود به حاج عباس گفت «
-چی؟!
-هر چی می گم بگو شما!
» لیلا خانم دستش رو از روي گوشی برداشت و مجبوري گفت «
-ببخشین!حاج آقا می گن در ایام هفته هیچ روزي سعد تر و میمون تر از شب جمعه و جمعه نیس!
romangram.com | @romangram_com