#بوی_نا_پارت_111
-خب آره!
» حاج حسن یه سري تکون داد و گفت «
-بیا!اینم از این!اون وقت می گه من مدیریت دارم و ساعت کار شرکت رو باید زیاد کرد و کارمندا کار نمی کنن!اینم از مدیریت ش!
-یعنی چی؟
-ببینم!یعنی اصلا با همدیگه حرف نزدن؟
-خب چرا!حرف که زدن!
-خب همینو بگو دیگه خانم!
-یعنی چی؟
-یعنی اینکه اگه این دختر منه،حتما کار خودشو کرده!
-چه کاري؟
-قاپ مهرداد رو دزدیده!
-از کجا می ونی؟
-وقتی داشتن می رفتن،مهرداد رو دیدي؟
-آره!چطور مگه!؟
-دیدي چه جوري رفت؟
-متوجه نشدم!
-اصلا دل نمی کند که بره!
-خب؟!
-دیدي چه نگاهی به نگین کرد؟
romangram.com | @romangram_com