#بوی_نا_پارت_108
-قول می دم!
-قول مردونه؟
-بعله حاج آقا!
-جلو مادرت داري حرف می زنی آ!
-خیال تون راحت باشه حاج آقا!سرم بره،قول م نمی ره!
-خیلی خب!مبارکه ایشالله!
-مرسی بابا جون!
-زهر مار و بابا جون!
بعد بلند داد زد و گفت: «
-پري!پري!اون گوشی تلفن رو بده ببینم!
» لیلا خانم گفت «
-می خواي چیکار؟
-زنگ بزنم بهشون دیگه!
-الان!
-خب آره!
-به این زودي؟!
-آره!
-بذار فردا!الان زشته!می خوایم شام بخوریم!بذار براي فردا!
-معامله رو باید همون دقیقه جوش داد!فردا دیره!
romangram.com | @romangram_com